علي محمد ميرجليلى

145

وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )

نمىپردازد و تصحيح را بر عهدهء خواننده مىگذارد . « 1 » موارد ديگر از تصحيح اسناد را در وافى ، ج 7 ، ص 145 و 212 و 285 و 259 و 260 و ج 9 ، ص 143 و ج 10 ، ص 168 و 169 مىبينيم . ه . اشاره به تواتر برخى از روايات بىسند . برخى از روايات بدون هيچ‌گونه سندى در جوامع روايى نقل شده‌اند كه به ظاهر مرسل مىنمايد ، لكن مرحوم فيض مىفرمايد : عدم ذكر سند از باب آن است كه روايت از متواترات به حساب مىآيد و احتياجى به ذكر سند ندارد . « 2 » و . به شهرت رساندن برخى از روايات . با اطلاعاتى كه مرحوم فيض از كتب روايى مختلف دارد و تتبعى كه دراسناد روايات نموده است ، گاهى يك روايت را با چندين سند مختلف نقل مىكند ، يا اشاره مىكند كه سندهاى ديگرى هم دارد و همين امر سبب شهرت روايى آن مىشود . به چند نمونه بنگريد : وافى : ج 1 / 435 ؛ ج 2 / 115 و 233 . با آنكه مبناى مرحوم فيض بر نقل از كتب اربعه است ، گاهى براى تقويت اسناد يك روايت ، اسناد و يا مصادر آن را از غير كتب اربعه نقل مىكند . « 3 »

--> ( 1 ) . همان ج 8 ، ص 698 و 699 . ( 2 ) . همان ج 4 ، ص 365 و 366 . در مورد روايت « انَّما الاعْمالُ بِالنِّياتِ » مرحوم فيض مىفرمايد : « هذا الخبر مما يعدّه اصحاب الحديث من المتواترات و هو اول ما يعلمونه اولادهم . . . » . ( 3 ) . الوافى ، ج 9 ، ص 1667 ؛ ج 1 ، ص 55 و 56 و 136 . در مورد حديث « مَنْ حَفِظَ مِنْ احاديثِنا ارْبَعينَ حَديثاً بَعَثَهُ اللّهُ يَوْمَ القِيامَةِ عالِماً فَقيهاً . » فيض مىفرمايد : اين حديث بين خاصه و عامه مشهور و مستفيض است ، بلكه برخى آن را متواتر مىدانند . اصحاب ما آن را با سندهاى مختلف نقل كرده‌اند . از جمله مرحوم صدوق . ( الوافى ، ج 1 ، ص 136 و ر . ك . به : خصال صدوق ، ج 2 ، ص 319 كه با پنج سند اين حديث را آورده است . )